زندگی به من یاد داد که اک و نال نکنم. بهم یاد داد که برای خواسته هام بجنگم. من میخوام معلم خوبی باشم(و معلم خوب شدن حداقل در علوم انسانی و هنر) نیازمند وجود آزادی بیان است. میخوام حداقل یک داستان عالی(وقتی میگم عالی یعنی عالی یعنی هم به لحاظ هنری عالی هم به لحاظ مضمون عالی) بنویسم و کسی حق نداشته باشه سانسورش کنه. "دلم میخواد" عقاید و احساساتم رو بگم. با اسم واقعیم بگم و ترسی از بیان کردن نداشته باشم و خودم رو سانسور نکنم. به نظرم آزادی بیان بزرگترین و لذتبخشترین و حتی آرامبخش ترین دستاوردیه که میتونی توو یه جامعه ی متمدن پیدا کنی. دوست دارم پوششم نشانده ی آنچه واقعا هستم(یا لااقل دوست دارم باشم) باشد؛ نه آنچه مجبور شدم باشم. دوست ندارم روسری سرم کنم(حجاب یک عقیده است و من دیگر به آن اعتقادی ندارم). دوست دارم با لباسی که الان تنمه(تاپ و شلوارک) برم بیست دقیقه در هوای آزاد پیاده روی کنم. دلم میخواد در ساحل بشینم و آفتاب بگیرم و از خورشیدی که بعد از مرگ نخواهم دید لذت ببرم.دلم میخواد وقتی دارم درخیابان راه میرم و یه آهنگ "دیش داران" میشنوم، اگر همون لحظه دلم خواست یه قر کوچیک بدم. معمولا همین قرهای کوچیک خیلی حال آدمو خوب میکنه؛ اصن یه وضی! خاطرات عزیز من "دلم میخواد" دوچرخه سواری کنم دوچرخه را همیشه دوست داشتم هم برای سلامتی خوبه هم مجبور نیستی از ماشین استفاده کنی هم خیلی کیف میده. میخوام پوششم، رفتارم، حرفهام و نوشته هام دقیقا و واقعا نشوندهنده ی خودم باشه؛ نشوندهنده ی خود واقعی خودم باشه. میخوام واقعی ترین خودِ خودم رو نشون بدم و برای تکاملش تلاش کنم و برام فرقی نمیکنه این خواسته ها(دوچرخه سواری، پوشش دلخواه، معلم خوبی شدن، داستان نویس عالی شدن) درکجای این دنیا رخ بده: ایران،افغانستان فرانسه یا سوئد!
د
"دلم میخواد" داستان بنویسم.
دلم میخواد یه معلم خوب بشم و کمترین ویژگی یه معلم خوب اینه که به کودکی که دانش آموز توست بگی"عزیزم بغل دستیت که دینش/جنسیتش/زبان مادریش/نژادش/ باتو فرق داره، هیچ فرقی با تو نداره" من نمیتوانم این جمله را به هیچ دانش آموزی بگویم چون اولا در این کشور هیچ دانش آموزی را پیدا نمیکنی که دین یا جنسیت ِ بغل دستی ش با دین یا جنسیت خودش متفاوت باشه( مدرسه ها همه تک جنسیتی هستند و من هم هرگز نمیتونم معلمی برای پسرها بشم چطور خواهم توانست به پسری که دخترندیده ثابت کنم که دخترها هم میتوانند و چطور میتوانم به دختری که پسر ندیده ثابت کنم که پسرها نه شیاطین دیوسیرت پری صورت هستند نه ناجی شهسوار اسب سفید شاسی بلند اونام آدمن مث تو ) خوشبختانه میتوانم کلاسهایی هستند که مثلا ترکها و فارسها و افغانساتنیها کنار هم نشسته اند ولی آیا میتوانم به آن کودک ترک بگویم "عزیزم تو هم حق داری با زبان ترکی کل این دوره تحصیلی رو بگذرونی" عزیزم هیچ زبانی بهتر از ز
دراین کشور نه میتونم دوچرخه سواری کنم نه میتونم داستان بنویسم نه میتونم معلم خوبی بشم(قر و حجاب پیشکش) در یک کلام متاسفانه من دراین کشور نمیتونم به هیچ آدمی خدمت کنم نمیتونم معلم خوبی برای اون بچه های معصوم باشم نمیتونم داستان نیوس خوبی برای ذهن های جستجوگر بیشم حتی نمیتونم آدم شجاعی باشم تا الگویی برای نسل آینده بشم. نه تنها که هیچ گهی در جهت خدمت به هیچ بشری نخواهم شد بلکه هیچ گهی برای "دل خودم" هم نخواهم شد یعنی حتی به دل خودمم نمیتونم خدمت کنم نه میتونم روشنفکر بشم و نه حتی میتونم مث یه آدم عادی از زندگی م لذت ببرم در یک کلام اینجا نمیتونم بهترین خود خودم باشم نمیتونم به تکامل برسم حتی نمیتونم ورژن بهتری از خودم رو از قوه به فعل در بیارم. من توو این کشور یه ترسوی بیمصرف باقی خواهم ماند. در بهترین حالت پشت یک اسم مستعار مخفی خواهم شد و با هزارویک خودسانسوری و ترس از فیلترشدن زر خواهم زد.
پ.ن.دارم خفه میشم.
پ.ن.2.(ساعاتی بعد) میخوام تلاش کنم. این تنها کاریه که توو زندگیم خوب انجام دادم و انقدر توو ش متبحر شدم که ترسی ازش ندارم. ف عزیزم مثل همیشه بخواه و تلاش کن. مطمئن باش که یا به اونچه میخوای میرسی یا لااقل حسرت و عذاب وجدانی نخواهی داشت. بجنگ تو میتونی:-)
16دی96: دو نکته را باید اضافه کنم. من اینجا نمکیتونم همه ی کتابهایی رو که دردنیا منتشر میشه بخونم. همینطور اگر اینترنت بسته تر بشه همین روزنه ای که به دنیای بیرون دارم هم بسته تر خواهد شد. تو الان بازم میخوای لبخند بزنی و بگی آره تلاش میکنم؟
17دی96: الان نوشته ای رو دیدم که روی برگ 14مهر96تقویمم نوشته بودم: "زندگی خیلی کوتاهه. برای خیلی چیزا مجال نیست. پس وقتتو بذار روو چیزایی که ارزش داره" بعد اونجا که نوشته بودم "مجال" علامت زده بودم و بالای صفحه که جابیشتر بود نوشته بودم "از جمله برای غصه خوردن!". آره خاطرات جان تلاش میکنم. من آدم قوی ای هستم و کارای زیادی میتونم بکنم من قوی تر و داناتر و شجاعتر از قبلم هستم و قوی تر و داناتر و شجاعتر از الانم هم خواهم شد.
گه گيجه ي راه راه...ما را در سایت گه گيجه ي راه راه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38